دل تنگ میشوم مثل اکنون. دل تنگ فهمیدنت. دل تنگ فهمیده شدنم. دل تنگ هیچ نگفتن. نشنیدن.
دل تنگ یک نگاه. یک نوازش. و انتقال هزاران دل تنگی در کسری از ثانیه.
دستم میرود تا صدایت کنم. و هیچ نگویم. و هیچ نگویی. و خالی شود این لبریزی مداوم. این سر ریزی ممتد.
یگانه ای بانو. و یگانه خواهی بود.
برچسب:
نویسنده: بنیامین فدایی