خرید بک لینک

درباره سایت

کی به کیه هرکی هرکیه

امکانات وب

آمد اما…

آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود

چشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود

نقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بود

عکس شیدایی، در آن آیینه ی سیما نبود

لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت

دل همان دل بود، اما مست و بی پروا نبود

در دل بیزار خود جز بیم رسوایی نداشت

گرچه روزی همنشین جز با من رسوا نبود

در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود

برق چشمش را، نشان از آتش سودا نبود

دیدم، آن چشم درخشان را ولی در آن صدف

گوهر اشکی که من میخواستم پیدا نبود

بر لب لرزان من، فریاد دل خاموش بود

آخر آن تنها امید جان من تنها نبود

جز من و او دیگری هم بود اما ای دریغ

آگه از درد دلم زان عشق جانفرسا نبود

(ابوالحسن ورزی)

برچسب: ۴۵۱ درجه فارنهایت,۴۵ متری گلشهر,۴۵۸ italia,۴۵۱ درجه فارنهایت کتاب,۴۵۰ لغت ضروری تافل,فارنهایت ۴۵۱,کلت ۴۵,فراری ۴۵۸,هرمس ۴۵۰,بنز ۴۵۷, نویسنده: بنیامین فدایی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 14:01

صفحه بندی